میلیاردها دلار وام ارزی سرگردان
ساعت 24 - در سالهایی که اقتصاد ایران گرفتار تحریمها و سیاستهای ناکارآمد اقتصادی در سطح کلان بود، بیشترین مشکل واحدهای تولیدی این بود که منابع مالی مورد نیاز را از کجا تامین کنند. از سوی دیگر برخی فشارها از ناحیه بانکهای عامل درگیر در پرداخت وام ارزی و نیز مطالبات معوقه ریالی به واحدهای تولیدی شروع شده بود. دولت و مجلس وقت سرانجام به این نتیجه رسدند یک قانون جامع برای این کار تدوین و تصویب کنند.
قانون رفع موانع تولید رقابتپذیر و ارتقای نظام مالی کشور همان قانونی بود که با عنوان لایحه یک فوریتی به مجلس شورای اسلامی تقدیم شده بود و با تصویب در جلسه علنی روز سهشنبه مورخ ۱/۲/۱۳۹۴ و تایید شورای محترم نگهبان، به پیوست ابلاغ شد. این قانون مواد گوناگونی به ویژه در ماده ۲۰ داشت. در این ماده قانونی که بعدها در برنامه ششم توسعه نیز به شکلی گنجانده شد، باید موضوعهای متفاوتی را حل میکرد که یکی از آنها نیز تعیین تکلیف وامهای ارزی بود. از دل این قانون ستادی برای کمک به واحدهای تولیدی در وزارت صمت تاسیس شد که راهبرد آن برطرف کردن نیازهای مالی واحدهای تولیدی و نیز برطرف کردن گرفتاریهای آنها بود. یکی از این گرفتاریها نیز همین داستان بدهی ارزی بود.
میثم زالی دبیر ستاد تسهیل و رفع موانع تولید در گفتوگو با «جهان صنعت» درباره تازهترین تحولات در مورد پرداخت وامهای ارزی به صندوق به ویژه از سوی بدهکاران ارزی میگوید: بر اساس تصمیمی که اتخاذ شده و با دریافت اجازه از مقام معظم رهبری، بدهکاران وام ارزی به صندوق موظف شدهاند تا پایان امسال برای پرداخت بدهیهای خود اقدام کنند و وضعیتشان روشن شود. مشروح این گفتوگو در ادامه میآید.
-یکی از مشکلات این بوده و هست که این پرداخت به نرخ زمان دریافت وام باشد یا اینکه باید به نرخ روز پرداخت شود. تصمیم تازه چه حکمی در این باره داده است؟
تازهترین تصمیم حکم داده است که پرداختها با محاسبه نرخ نیمایی ارز باشد.
– با توجه به اینکه نرخ ارز نیمایی حالا فاصله قابل اعتنایی با بازار ارز آزاد ندارد آیا وامگیرندگان توانایی دارند این میزان شکاف نرخ ارز در زمان دریافت با این نرخ را تامین کنند؟ به طور مثال کسانی که قبل از ۱۳۹۱ وام ارزی گرفته بودند، در آن روزها هر دلار ۱۰۰۰ تومان بود و کسانی که در سال ۱۳۹۲ تا ۱۳۹۷ وام گرفته بودند، قیمت هر دلار در آن سالها حداکثر ۳۵۰۰ تومان بود در حالی که الان دلار نیمایی نیز نزدیک به ۲۲ هزار تومان است. دریافتکنندگان وامهای ارزی چه باید کنند و آیا توانایی پرداخت دارند؟
درباره این داستان نکتهها و مسائل قابل اعتنایی وجود دارد که من تلاش میکنم به طور خلاصه آنها را یادآوری کنم. نکته نخست این است که دریافتکنندگان وامهای ارزی باید بدانند که این منابع متعلق به همه ایرانیان است و آنها باید این بدهی را به صندوق یا بانکهای عامل بپردازند و کسی در این باره تردید ندارد. دریافتکنندگان وامهای ارزی نیز هرگز نمیگویند و قصد ندارند این وامهای دریافتشده را برنگردانند. اما این تغییرات شگفتانگیز نرخ ارز را هیچ سازمان و نهاد و بنگاهی پیشبینی نمیکردند به طوری که در برنامه ششم توسعه تا ۱۰ درصد افزایش را یک اتفاق عادی میدانستند و دولت موظف است افزایش بیش از ۱۰ درصد را به نوعی بیمه کند. حالا با ۲۵ برابر شدن نرخهای ارز دریافتکنندگان ارزی، واقعا توانایی پرداخت را ندارند.
نکته دوم این است که باید روشنگری شود و صندوق توسعه یا هر سازمان و نهاد دیگری درباره تفکیک وامهای پرداختشده به بخش خصوصی و بخش دولتی و نیز میزان پرداختها به هر بخش را به اطلاع افکار عمومی برساند تا در میان مردم این استنباط پدیدار نشود که بخش خصوصی نمیخواهد وامها را پس بدهد.
– پیش از اینکه ادامه دهید، یک پرسش را مطرح کنیم. آخرین ارقام در این بستر چقدر است و سهم هر کدام از بخش دولتی و بخش خصوصی چقدر است؟
آمارها و اطلاعات نشان میدهد که وامهای پرداختشده و مطالبات صندوق یا همان بانکهای عامل ۲۸ میلیارد دلار است که نزدیک ۲۰ درصد آن به بخش خصوصی داده شده است.
– این استدلال که ارزش داراییهای بخش خصوصی نیز با دریافت این وامها چند برابر شده است بنابراین باید به همان نسبت بتوانند وامهای خود را برگردانند را تا چه میزان نیرومند میدانید؟
منابع تخصیصیافته به بنگاههای خصوصی بیشتر برای خرید ماشینآلات و تجهیزات تولید بوده که این ماشینآلات و تجهیزات در کارخانهها نصب شدهاند و بدون تولید برای صاحب آن ارزش درآمدزایی ندارند. نباید داستان این گونه دیده شود بلکه باید از زاویه تولید و درآمدزایی به داستان نگاه شود. در اینجا نیز نکاتی هست که یادآور میشوم. در همه سالهای پس از ۱۳۹۸ که شروع کار پرداخت یارانه نقدی بود و پس از آن تحریم سالهای ۱۳۹۱ و ۱۳۹۲ و نیز از ۱۳۹۷ تا امروز واحدهای تولیدی زیر فشار قرار دارند که نباید قیمت محصولات را بدون اجازه نهادهای نظارتی افزایش دهند. در این وضعیت دریافتکنندگان وامهای ارزی چگونه باید درآمدشان را به اندازه تغییرات نرخ ارز افزایش دهند. از سوی دیگر در همه این سالها دولت هر گاه بازار داخل با تنگنا مواجه بوده، اجازه صادرات را از واحدهای تولیدی سلب کرده و درآمد ارزی آنها را در تنگنا قرار داده است. شاید اگر این محدودیتها و قید و بندها نبود، پرداختها آسانتر انجام میشد.
نکته دیگر این است که صندوق توسعه باید تا جایی که میتواند در برخورد با بخش خصوصی و بخش دولتی و نیمهدولتی دریافتکننده وام ارزی برخورد یکسانی داشته باشد. آیا برای بنگاههای بزرگ نیز این همه فشار وجود دارد یا آنها که بیشترین دریافت ارزی را دارند، آسودهترند. نکته بسیار بااهمیت این است که نباید نگاه ما به بخش خصوصی این باشد که اینها خدای ناکرده یک گروه هستند که میخواهند فقط جیبشان را پر کنند و بروند. این نگاه به بخش خصوصی در این داستان وامهای ارزی متاسفانه رسوخ کرده است. میدانم برخی از واحدهای تولیدی حاضرند کلید کارخانههایشان را به بانکهای عامل بدهند تا هر کاری که با ماشینآلات نصبشده میخواهند، انجام دهند. برخورد با مدیران نباید انجام شود بلکه با واحدهای تولیدی باید برخورد شود. میتوان آنها را خواباند و تولید را تعطیل کرد. برخورد قهرآمیز با صاحبان کارخانههایی که وام ارزی دارند، انگیزه سرمایهگذاری را در افراد از بین میبرد و این خسارت جبرانناپذیری است.
– به نظر میرسد به هر حال باید این معضل برطرف شود. پیشنهاد اجرایی که از یک سو به تعطیلی کارخانهها نرسد و از سوی دیگر منابع صندوق نیز معطل نمانند، چیست؟
اینطور که نمیشود. وزارت اقتصاد از سال ۱۳۹۴ باید این مساله را حل میکرد که نکرده است. از طرف دیگر اگر بانک مرکزی، وزارت اقتصاد، صندوق توسعه ملی و سایر نهادها نمیتوانستهاند نرخ ارز و دامنه تغییر آن را پیشبینی کنند که در یک دوره از ۱۳۹۰ تا حالا ۲۵ برابر شده است، بنگاههای خصوصی چگونه میتوانستند این کار را انجام دهند. پیشنهاد این است که بنگاههای وامگیرنده به نرخ روز دریافت وام، بدهی خود را به صورت علیالحساب پرداخت کنند و منتظر بمانیم تا یک تصمیم دقیق و کارشناسانه و سازگار با منافع ملی اتخاذ شود. از طرف دیگر بانکهای عامل یا وزارت اقتصاد یا صندوق باید بنگاهها را از نظر اینکه کدام بنگاهها صادرات دارند و صادرات آنها آزاد است و کدام بنگاهها توانایی صادرات دارند، تفکیک کنند اما بر اساس دستور دولت و برای تنظیم بازار داخلی باید صادرات انجام ندهند و نیز برندهایی که به هر حال باید قیمت دستوری را اجرا کنند نیز تفکیک شوند و برخوردها با روشهای گوناگون انجام شود.
بازدید کنندگان و علاقمندان وبلاگ سود نیوز epsnews.blogfa.com از این پس می توانند در زمان های عدم سرویس از طریق بلاگفا از وبلاگ دوم این گروه epsnews.blogsky.comدر این مجموعه بازدید کنند. وبلاگ سوم این گروه نیز epsnews.mihanblog.com می باشد. مطالب قابل ارائه وبلاگ عبارت است از: 1- آموزش کاربردی و اثربخش سرمایه گذاری در بازار سهام 2- ارائه اخبار مهم روزانه بازار سهام 3- ارائه اخبار مرتبط با اقتصاد جهانی و اقتصاد داخلی مرتبط با بازار سهام 4- بررسی وضعیت شرکتهای پذیرفته شده در بورس و فرا بورس 5- ارائه اخبار مربوط به سود اعلامی شرکتها و تحلیل آنها 6 -مروری بر شایعات و تیپ شناسی آنها 7- سایر موارد بورسی اطلاعیه رفع مسولیت : این وبلاگ فقط جنبه آموزشی و اطلاع رسانی دارد و به هیچ عنوان بر اساس مطالب وبلاگ، بخش نظرات و ایمیلهای ارسالی خرید و فروش نفرمایید. در ضمن بخش نظرات ممکن است حاوی مطالب مختلف از افراد با نیات گوناگون باشد، لطفا مراقب معاملات خود در بازار باشید. نخست دانش و دوم تجربه خود را در بازاربالا ببرید و نهایتا در صورت آمادگی کامل با حداقل سرمایه در این بازار مشغول شوید. بدون آموزش و بررسی توسط خودتان وارد هیچ بازاری نشوید. مسولیت سرمایه گذاری با خودتان است، پس خوب بررسی کنید. جمله مهم برای فعالیت در بازار: هـر حـقـیـقــتی در بازار از سـه مـرحـلـه می گـذرد: ابـتـدا، بـه مـسـخره گـرفـتـه مـی شود بـعـد بـه شـدت بـا آن مـخالـفـت مـی شـود و در آخـر، بـه عـنـوان امـری بـدیهـی پـذیـرفـتـه می شـود. محل تشکیل کلاس های آموزشی بورس مدیر وبلاگ: ................................