نگارش و تحلیل: دکتر وفا حمیدی –تحلیل گر بازار و مدیر ارشد معدن

 

در هفته ی گذشته اتفاقات مهمی در حوزه ی تجارت بطور اعم، و بخش مواد معدنی بطور اخص رخ داد که نتیجه ی آن افت قیمت بیشتر مواد معدنی و فلزات از جمله مس، روی، آلومینیوم، قلع و سنگ آهن بود. این افت قیمتها به یکباره با اتفاقاتی که شرح خواهم داد از دیروز تا امروز از حالت افت به حالت شوک بدل شد. به جدول زیر نگاه بیندازید:


 

جدول افت قیمتی امروز فلزات مس، آلومینیوم، روی و قلع را نشان می دهد که ستون پنجم درصد این افت را تصویر کرده است.

 

دلایل این افت شدید قیمت چه بود

 

دیروز طبق اعلام رسمی چین واردات این کشور در ماه آوریل نسبت به مارس 10.9 درصد کاهش داشته (البته نه در بخش معدن بلکه در کلیه ی صنوف) و بازار معدنی منبعث از این خبر تکان شدیدی خورد و سهام شرکتهای معدنی گاهاً تا 14 درصد افت کرد. این البته چیز تازه ای نیست و برای هجدهمین ماه متوالیست که واردات چین با افت روبرو می شود اما نه با این شدت. حالا بنظر شما این مورد تنها مورد اصلی افت شدید شاخص ها بوده است؟ به اعتقاد برخی اقتصاد دانان بله اما به عقیده ی من خیر. برخی موارد دیگر که باعث افت شاخص ها و قیمتها شدند به قرار زیر است:

 

  1. 1.     کاهش صادرات صنعتی آلمان برای دومین ماه متوالی بدلیل کاهش تقاضا که در نتیجه ی آن تیسن کروپ غول فولاد آلمان با توجه به عرضه بیش از تقاضای فولاد پیشبینی ضرر برای شرکتهای فولاد کرد.

 

  1. افزایش قیمت دلار که باعث شد قیمت های جهانی از جمله نفت و فلزات و محصولات پتروشیمی هفته منفی خود را شروع کنند.
  2. انتصاب خالد بن فلاح مدیر شرکت ملی نفت عربستان به عنوان وزیر نفت به جای علی ال نعیمی پس از بیست و یک سال تصدی وزارت نفت توسط ال نعیمی. این انتصاب با توجه به تغییر رویکرد عربستان جهت اتکای کمتر به صادرات نفتی بدلیل کاهش قیمت نفت بوده است. ال نعیمی فردی مورد احترام در حوزه ی نفتی بود که توانست اوپک را از کارتلی نفتی به بدنه ی اصلی تاثیرگذار بر نفت تبدیل کند. البته بن فلاح هم در حوزه ی نفتی مورد وثوق و قبول سراسری می باشد. این اتنصاب در آینده میتواند بر روی قیمت نفت تاثیر مثبت بگذارد. با توجه به نزدیکی بن فلاح به شاهزاده محمد به نظر می رسد او برای حفظ جایگاه عربستان در بازار تصمیمات مهمی بگیرد که بر ده سال آینده ی کشورهای نفتی تاثیر بگذارد. باید تا زمان نشست دوم ژوئن سازمان کشورهای صادر کننده ی نفت (اوپک) و اعلام رسمی تصمیمات او منتشر ماند.
  3. قیمت نفت به دلیل تغییر مسیر آتش سوزی آلبرتای کانادا از ماسه های نفتی به پایین ترین قیمت دو هفته ی اخیر خود رسیده است. پیش از این تصور می شد آتش سوزی کانادا به ماسه های نفتی برسد و شاهد کاهش تولید نفت ماسه ای به میزان 40 درصد باشیم و در نتیجه ی این موضوع قیمت نفت در حال بالا رفتن بود. البته رکورد بی سابقه ی انباشت نفت در انبارهای آمریکا که به بالاترین حدش پس از سال 1929 رسیده  و 543.4 میلیون بشکه شده میتواند تا حدی کاهش تولید های آتی نفت را خنثی کند.
  4. واردات مس به چین از 570 هزار تن در ماه مارس به 450 هزار تن در ماه آوریل کاهش یافت که بدلیل انباشت انبارهای چین و عرضه ی بیش از تقاضا بود.
  5. سنگ آهن وارداتی هم بدلیل بالا  بودن ذخیره ی انبارهای چین به میزان 99.85 میلیون تن که بالاترین میزان از مارس 2015 بوده است با کاهش درخواست و نتیجتاً پایین آمدن قیمت به میزان 5.7 درصد روبرو شد. لازم به ذکر است که 62 درصد سنگ آهن های وارداتی هفته ی اخیر چین به انبارهای کینگدائو سرازیر شده است.
  6. درگیری بخش فولاد چین و اتحادیه ی فولاد آمریکا همچنان ادامه دارد.

 حال میرسیم به موردی که به اعتقاد من میتواند مهمترین دلیل شوک اخیر قیمت مواد معدنی و فلزات چین و اثرگذارترین اتفاق در آینده ی میان مدت باشد. روز گذشته (دوشنبه) در صفحه ی اول مهمترین روزنامه ی حزب کمونیست چین (پیپل دیلی) که عموماً اختصاص به صحبتهای رهبر چین دارد مصاحبه ای 11 هزار واژه ای منتشر شد که در ترسیم آینده ی صنعتی چین بسیار مهم است. برای درک میزان اهمیت این مصاحبه که با یک مقام ارشد حزب کمونیست که نامش اعلام نشده انجام پذیرفته باید بدانید در یک سال گذشته تنها دو بار دیگر چنین مصاحبه های طولانی در مورد دورنمای صنعت چین در این روزنامه منتشر شده اند (یک بار در ژانویه و یکبار در ماه می سال پیش) و هر دو بار هم بازار چین به واسطه ی همین مصاحبه ها دستخوش اتفاقات بسیار شد.

در این مصاحبه این مقام ارشد در مورد سوءتفاهمهایی که درباره ی تغییر سیاستهای چین پیش آمده توضیح داد. به گفته ی او اشتباه بزرگ دولت چین دادن قرض های گسترده بوده است و دولت نمیتواند به همین ترتیب با پرداخت وام سلامت اقتصادی را حفظ نماید. این صحبتها در تضاد با تصورات و ارزیابیهای سرمایه گذاران در چند ماه اخیر بوده است. سرمایه گذاران تصور می کردند دولت چین با ادامه ی سیاست پرداخت دیون اقتصاد را تثبیت خواهد کرد و به سمت استفاده از محرکهای سنتی و دولتی خواهد رفت.

شن جیانگیانگ، اقتصاددان ارشد بخش آسیایی شرکت میزوهوی هنگ کنگ در مورد این مصاحبه گفته است: "این مصاحبه بسیار مهم است از این جهت که هر زمان که چنین مصاحبه هایی از زبان یکی از مقامات ارشد حزب منتشر می شود هشداری به بازار است و باعث بروز شوک می گردد."

در نتیجه ی مصاحبه ی منتشر شده شاخص ترکیبی بورس شانگهای تنها در روز دوشنبه 2.8 درصد کاهش یافت که بیشترین کاهش هم در این میان مربوط به شرکتهای صنعتی می شد. به همین دلیل شاخص شرکتهای صنعتی و معدنی به پایین ترین حد خود از 11 مارس رسید. در این میان قیمت مواد معدنی و مواد اولیه (از جمله سنگ آهن معامله شده در دالیان و فولاد معامله شده در شانگهای به پایین ترین حد خود در هفته ی اخیر رسید.

در مصاحبه آمده است تناقضاتی که در اقتصاد چین بروز کرده در سه ماه اول سال برطرف نشده و حتی مشکلات جدیدی هم اضافه شده که نتیجتاً نمیتوان فصل اول سال را فصلی موفق دانست. بخشی از مصاحبه را بخوانید تا لحن این مقام ارشد را که ناامیدانه است بهتر متوجه شوید: "درخت نمیتواند در آسمان بروید و نیاز به ریشه دارد. وام های بی حساب دولت هم ریسک کار را بالا خواهد یرد. هر اشتباهی در این زمینه میتواند مخاطرات مالی دستگاه زادی بر اقتصاد وارد کند، رشد اقتصادی را منفی کند و حتی ذخایر ملی را کاملاً بر باد دهد. این غیر قابل تحمل و کشنده است."

مخاطب اصلی این مصاحبه دو گروه هستند: بازار بطور عام و مقامات رسمی بطور خاص

نتیجه ی شوک وارده را در نمودارهای زیر ببینید: 

 

تواتر و سردرگمی سهام بورسهای آسیا تا ساعت 11:40 دقیقه ی امروز ناشی از شوک مصاحبه ی دیروز

  


تواتر سهام بورسهای مهم آسیا در یک سال اخیر

  تحلیل کامل این مصاحبه و اثرات آن را در چند روز آینده خواهید دید. در آن زمان برخی مجهولات معادله حل خواهند شد.

  الیته یک خبر خوب و اثرگذار هم هست:

 

راه آهن چین برای تامین فولاد مورد نیاز خود قرارداد جدیدی را با شرکتهای فولادی منعقد می کند.

در بخش پایانی نگاهی اجمالی می اندازیم به بدنه ی سیاستگذار صنعتی چین تا ببینیم چرا مصاحبه ای که ذکر کردم اینقدر اهمیت دارد.

 

 

 

سخن پایانی:

 

 اساساً بدنه ی سیاستگذاری اصلی صنعت چین در سطوح بالا سه بازیگر اصلی دارد. در درجه ی اول نهادهای دولتی ملی سطح بالا شامل شورای دولتی یا همان شورای ملی، کنگره ی ملی خلق (NPC) و حزب کمونیست چین (CPC) قرار دارند که تصمیمات کلان صنعتی به عهده ی آنهاست. در درجه ی بعدی سازمانهای وابسته به دولت مرکزی (نظیر کمیسیون ملی توسعه و نوسازی و وزارت صنعت و فن آوری اطلاعات) هستند که نشریات و گزارشهایی را برای تغییرات در بخشهای جزئی تر صنعت منتشر می کنند. در نهایت دولتهای استانی و محلی هستند که تحت تاثیر کارخانه ها و سازمانهای صنعتی برنامه هایی را تدوین می کنند.

اما مهمترین نهاد تاثیرگذار بر بخش صنعت چین حزیب کمونیست می باشد. در واقع حزب کمونیست است که سازوکارهای مدبرانه ای را برای اهمیت دادن به صنعتی خاص تدوین می کند و مشخص می سازد صنعت محوری چه صنعتی باشد. برنامه ی قبلی این بود که بخش مواد اولیه و معدن رویکرد اصلی چین باشد واخیراً هم با وام ها و تخفیفهایی که به بخش مسکن داده شده است دولت سعی دارد ساخت و سازها را فعال تر سازد و به این ترتیب نیاز به مواد اولیه و مواد معدنی مانند کرومیت و سنگ آهن پابرجا خواهد بود اما به تدریج به نظر می رسد رویکرد به سمت فعال کردن بخش خدمات باشد کما اینکه درصد نقش بخش خدمات در تولید ناخالص داخلی چین در یک سال گذشته افزایش داشته است. اگر چنین شود در آینده ای میان مدت بازار معدنی به حالت رخوت و رکود شدید فرو خواهد رفت.

 توصیه ای به دوستان فروشنده ی مواد معدنی:

بهتر آن است اگر نیازی حس نمیکنید مواد معدنی و بویژه کرومیت خود را در روزهای کنونی نفروشید و چند روز منتظر شوید تا تلاطمات فروکش کند.

 قیمت منطقی و صحیح کرومیت در روز گذشته 460 تا 465 تومان می بایست می بود.