🔴نگاهی متفاوت به دلایل بحران نظام بانکی

🔸عدم بلوغ ساختار حاکمیت شرکتی: اکثر قریب به اتفاقِ بیش از 20 بانک موجود در کشور با و بدون واسطه متعلق به دولت یا یک /چند نهاد حاکمیتی هستند. در نتیجه، مدیران و سیاستگذاران چنین بانک‌هایی مداوماً از سوی سهامداران عمده خود -که کنترل مجمع عمومی و هیات‌مدیره بانک را به عنوان ارکان مشروعیت‌بخش حاکمیت شرکتی در اختیار دارند- تحت فشار خواهند بود تا کارویژه‌های مدنظرِ آنها را به پیش ببرند. این فشارها خصوصاً در تصمیمات مربوط به حجم تسهیلات اعطایی، وثایق دریافت‌شده و نحوه ارزیابی و ارزش‌گذاری آنها، نحوه بازپرداخت و سود تسهیلات و... پررنگ‌تر است.

🔸تضاد منافع از طریق امکانِ ارائه صورت‌های مالی نااستاندارد و غیرواقع‌بینانه: موفقیت یک مجموعه مالی تابع عوامل زیادی است. نمی‌توان در تحلیل ارزش یک بنگاه اقتصادی صرفاً به پیش‌بینی‌های مالی مرتبط با آینده دور تکیه کرد. موفقیت شرکتی نوعاً ماهیت پلکانی دارد و تدریجاً ساخته می‌شود. این در حالی است که استانداردهای جاریِ مورد استفاده در بانک‌ها برای تهیه صورت‌های مالی انعکاس دقیقی از سلامت کاری و میزان موفقیت بانک در تحقق اهدافش نیستند.

🔸ذهنیت تاریخی نادرست: در کشور ما، یکی از چند پیش‌انگاره غلطی که سال‌هاست در ذهن آحاد اقتصادی و عموم مردم شکل گرفته، در کنار لزوم ارزان بودن نرخ ارز و اینکه ارزان بودن دلار نشان‌دهنده قدرت دولت و توان بالای او برای کنترل شرایط است، عدم ورشکستگی بانک‌ها و تصور غلطِ تضمین شدن اصل و فرع سرمایه آنها از سوی دولت است. به عنوان نمونه، اعتراضات و فشارهایی را که در چند ماه اخیر بر بانک مرکزی وارد شده است در نظر بگیرید. نفس اعطای مجوز فعالیت به یک موسسه مالی، در ذهن مخاطب عام به معنی تضمین اصل و فرع سپرده و همچنین نقدشوندگی فوری آن است.

🔺منبع: ویژه نامه تجارت فردا