چرا بانک ها از ارزش ارز ملی می کاهند

سخنان آبه نخست وزیر ژاپن مقدمه جنگ ارزی در جهان در سال ۲۰۱۳ است. وی گفته بود: "بانک‌های مرکزی در سرتاسر جهان مشغول چاپ پول هستند تا از رشد اقتصادی و صادرات خود حمایت کنند.

به گزارش بنکر (Banker)، اقدامات بانک مرکزی آمریکا مثالی روشن از این نوع اقدامات است.اگر این روند ادامه پیدا کند ارزش ین افزایش خواهد یافت و ضروری است ما در برابر این اقدامات مقاومت کنیم."
از سوی دیگر مروین کینگ، رییس بانک مرکزی انگلستان در یک مصاحبه گفته بود اقدامات اخیر بانک‌های مرکزی خطر آغاز جنگ ارزی جدید را افزایش داده است. وی گفته: "سال 2013 سالی پر تنش خواهد بود زیرا بسیاری از کشورها سعی خواهند کرد از ارزش پول ملی خود بکاهند و این امر مایه نگرانی است. این اقدامات با هدف حمایت از تجارت و رشد اقتصادی انجام می‌شود اما زیان‌هایی به اقتصاد جهان وارد خواهد کرد."
آنچه باعث می‌شود سخنان آبه و کینگ نگران کننده باشد این است که تعداد بیشتری از کشورها سعی می‌کنند از ارزش پول ملی خود بکاهند. چین یک نمونه بارز این نوع اقدامات است و همواره مورد انتقاد قرار گرفته است. کره جنوبی و سوییس نیز در زمره این کشورها هستند.
بنا به اعلام صندوق بین‌المللی پول، ذخایر ارزی بانک‌های مرکزی جهان از 6700 میلیارد دلار در سال 2007 به 10500 میلیارد دلار در اواسط سال جاری میلادی افزایش یافته است و این رشد 57 درصدی در پنج سال نشان می‌دهد بانک‌های مرکزی با چه سرعتی در حال خرید ارزهای خارجی با هدف بالا نگه داشتن ارزش آنها در برابر ارز ملی خود هستند. در ایالات متحده نیز بانک مرکزی با اجرای سیاست‌های انبساطی از ارزش دلار کاسته است اما به باور اقتصاددان‌های برجسته این کشور ارزش دلار هنوز در برابر ارزهای اقتصادهای نوظهور بالاست.
آنها معتقدند اگر دولت‌ها در اقتصادهای نوظهور در بازار ارز دخالت نمی‌کردند کسری تجاری آمریکا 150 تا 300 میلیارد دلار کمتر بود و دو میلیون شغل بیشتر در اقتصاد این کشور وجود داشت.
با توجه به تحولات اخیر و اقداماتی که بانک‌های مرکزی بزرگ انجام داده و پیش‌بینی می‌شود انجام دهند، بدون شک طی سال جاری تنش‌های ارزی در جهان دور از انتظار نیست.

ماحصل جنگ ارزی
جنگ ارزی که از اواخر سال ۲۰۰۸ آشکار و تشدید شد، تاثیرات مختلفی بر کشورهای جهان داشته است. یکی از مهم‌ترین تاثیرات جنگ ارزی، افزایش کسری تجاری برخی کشورها و رشد مازاد تجاری برخی دیگر بوده است. طی چند سال اخیر، پایین نگه‌داشتن ارزش یوان موجب شد تا چین در برابر آمریکا با مازاد تجاری عظیمی مواجه شود. اما فشار آمریکا و اروپا بر پکن برای افزایش ارزش یوان و تسلیم شدن این کشور که منجر به رشد نسبی ارزش یوان شد، در سال ۲۰۱۲ برای چین کسری تجاری به بار آورد. براساس آمارهای رسمی، در فوریه ۲۰۱۲، کسری تجاری چین به ۳۱.۵ میلیارد دلار رسید که بالاترین رقم در ۱۵ سال گذشته بود. بر این اساس کارشناسان هشدار می‌دهند که به دلیل رشد کسری تجاری چین این احتمال وجود دارد که دور تازه‌ای از جنگ ارزی میان آسیا و غرب آغاز شود.
برای کشورهایی که جنگ ارزی به راه انداخته‌اند تا درآمدهای صادراتی خود را افزایش دهند، پیامدهای منفی نیز وجود داشته است. به‌عنوان مثال، کاهش ارزش پول در این کشورها به معنای کاهش توان خرید مردم و افزایش نرخ تورم بوده است. از نظر تاریخی نیز گاهی کشورها با پذیرش ریسک تورم، اقدام به کاهش ارزش پول خود کرده‌اند تا درآمدهای صادراتی خود را افزایش دهند. این استراتژی به «گدایی از همسایه» شهرت یافته است. تنها تاثیر مثبت این سیاست، افزایش ارزش صادرات و حمایت از کارخانه‌ها و کارگران است اما ضرورتا به رشد اقتصادی کمکی نمی‌کند.
بر این اساس، تحلیلگران معتقدند که تداوم این روند ممکن است منجر به فروپاشی سازمان تجارت جهانی شود.