✍️ صادق الحسینی
1️⃣ ارز بالا رود همه چیز گران می شود: با افزایش نرخ ارز، قیمت کالاهای وارداتی افزایش می یابد. اما واردات رسمی کشور تنها 17 درصد کل تولید ناخالص داخلی ایران است که درصد پایینی محسوب می شود. پس اثر تورمی مستقیم افزایش نرخ ارز آنقدرها زیاد نیست. از سوی دیگر، افزایش نرخ ارز باید همراه با کاهش تعرفه های باشد که باعث می شود بسیاری از کالاها عملا افزایش قیمت مستقیمی نداشته باشند. از طرف دیگر، اگر این گزاره درست هم باشد، مثل این است که مریضی که عفونت سختی در بدنش است را بخواهیم فقط با مسکّن آرام کنیم. عفونت (تورم داخلی و سرکوب ارزی) در نهایت او را خواهد کشت!

2️⃣ نهاده های تولید داخلی، وارداتی است: این اثر تورمی غیرمستقیم افزایش نرخ ارز است. اما برآوردهای مختلف نشان می دهد آمار واقعی واردات کالاهای سرمایه ای و واسطه ای (چون واردکنندگان بسیاری از کالاهای مصرفی را برای کاهش حق گمرکی در دو دسته قبلی ثبت می کنند و یا با توجه به سرکوب ارزی، حجم واردات یا قیمت آن را بالاتر ثبت می کنند) بین 40 تا 50 درصد از کل واردات است که خود آن 17 درصد تولید ناخالص داخلی است. این اثر مهم است ولی آنقدرها که به آن پرداخته می شود تورم زا نیست.

3️⃣ افزایش سه برابری نرخ ارز در سال های 89 و 90 اثر خوبی نداشت، پس نباید ارز گران شود: این گزاره، مغالطه ای بزرگ است. اگر دکتری به مریض بگوید فلان قرض را روزی یک عدد بخور، او نخورد و بگذارد بعد از یکسال 365 قرص را در یک شب بخورد، آیا شفا پیدا می کند؟ یا از مسمومیت می میرد؟ افزایش نرخ ارز باید بصورت تدریجی ماهانه با توجه به سطح تورم انجام شود تا نه تنها ضررهایی که گفته شد ایجاد نشود بلکه از پرش های ارز هم جلوگیری شود.

4️⃣ برنده افزایش نرخ ارز، صادرکنندگان ثروت ایران (خام فروشان مثل پتروشیمی ها) هستند: این استدلال درست است، می شود برای صادرات مواد خام مالیات صادراتی گرفت. اما بخاطر اثرات جانبی اندک نظیر گیج شدن، قرصی که برای یک مریض واجب است بخورد تا عفونتی که او را می کشد مداوا شود را دور نمی ریزند! می توان عوارض جانبی را هم مداوا کرد.