ساعت 24-این روزها همه کسانی که دلبسته تاریخ کسب و کار ایرانیان در سطح دولت و بنگاهها هستند با نگرانی به شکوه در حال فروریختن سازمان برنامه و بودجه به مثابه نهادی که 7 دهه از زاد ورشد آن سپری شده نگاه می کنند وجز تاسف خوردن و گلایه های بی اثر کاری ازدستشان بر نمی آید. محمد باقر نوبخت رییس سازمان برنامه و بودجه هرگز به چند دلیل برای مدیریت بر این سازمان مناسب نبوده و نیست.


بدترین رخدادی که می تواند برای یک فرد یا سازمان و جامعه و سرزمین بیفتد این است که با چشمهای باز و گوشهای تیز ببیند و بشنود یک پدیده باشکوه مادی و ذهنی که برای زاد و رشد آن درد و رنجی تاریخی را برشانه هایش استوارکرده به مرور فرو بریزد و آن شکوه ذهنی جایش را  به چیزی اندک و خرد بدهد. این رخداد تلخ شاید در نگاه و گام نخست آسیب جدی و فوری بر ذهن و دل آدمی و جامعه انسانی وارد نکند اما با پویش زمان و بی اثر یا کم اثر شدن آن پدیده است که مزه دهان را تلخ و رگ و پی آدمی را به درد می آورد. شوربختی و بدبختی دوچندان می شود اگر این رخداد به دست و با اندیشه و رفتار و گفتار کسانی انجام شود که از پیش روشن بود که اگر مهار کار به دست آنها باشد چنین خواهند کرد.
 
این روزها همه کسانی که دلبسته تاریخ کسب و کار ایرانیان در سطح دولت و بنگاهها هستند با نگرانی به شکوه در حال فروریختن سازمان برنامه و بودجه به مثابه نهادی که 7 دهه از زاد ورشد آن سپری شده نگاه می کنند وجز تاسف خوردن و گلایه های بی اثر کاری ازدستشان بر نمی آید. محمد باقر نوبخت رییس سازمان برنامه و بودجه هرگز به چند دلیل برای مدیریت بر این سازمان مناسب نبوده و نیست. نخستین دلیل به کارنامه فعالیت های وی برمی گردد. این سیاستمدار نه چندان نیرومند ایرانی در کارنامه خود چند دور از سوی شهروندان به نمایندگی مجلس رسیده و در آنجا به دلایلی که به هرحال به دانش و تخصص برنمی گردد سخنگوی کمیسیون تلفیق بودجه بوده است. پس از آن نیز چندین سال هم معاونت یک نهاد تحقیقاتی را در اختیار داشته که به کار بسیار با اهمیت برنامه ریزی و اقتصاد ارتباط نداشته است. فعالیت 5 ساله ریاست نوبخت برسازمان برنامه و بودجه دردولت های یازدهم و دوازدهم به گواه اطلاعات دردسترس و تحلیل کارشناسان فاقد نقاط درخشان نه در برنامه ریزی و نه در بودجه ریزی است. سازمان برنامه و بودجه اززمان تاسیس تا همین اواخر که محمود احمدی نژاد و حلقه اول یارانش آن را سازمان منحله اعلام کردندبرای خودش و برای کشور و برای دولت و کارشناسان یک قله رفیع بود که بهترین و کارآمدترین و زبده ترین اقتصاددانان در آن فعالیت می کردند. در این سازمان مردان نیرومندی مثل خداداد فرمانفرماییان فعالیت کرده اند که چندین دهه پیش دانش آموخته اقتصاد از یک دانشگاه معتبر خارجی بود.

کاش لاک را می شناخت
 
کارنامه محمد باقر نوبخت در این سازمان حتی اگر تا همین هفته های پیش در نقطه ای در سطوح پایین کارآمدی ایستاده بود با داوری های اخیر در این روزهای سخت در نقطه عطف و در سرازیری افتاد . این داستان که پرش بلند ارز در این روزها به بازی های خارجی نسبت داده شود و آن راحاصل ولع مردم بدانیم و شهروندان را نکوهش کنیم که آنها روانی اند که دراین شرایط دنبال خرید دلار و سکه هستند تنها از یک ذهن عجیب بر می آید. آیا باید ریاست یک سازمان برنامه ریزی بلند پایه که با بودجه سروکاردارد از درک این نکته بدیهی ناتوان باشد که شهروندان عقل و هوش دارند و برای صیانت از مال خود که درراستای جانشان است دست به هراقدامی می زنند.
این حرف رییس سازمان بلند پایه برنامه ریزی ایران مثل این می ماند که کسی را با چشمهای باز درمیان اتش بیندازند و او برای حفظ جان خود کاری نکند و زنده زنده در آتش بسوزد. آیا درست است فردی را که می خواهد با تبدیل پس انداز ریالی اش به سکه از دسترنج خود و آینده خود صیانت می کند را متهم به حرص و آز کنیم و به اونسبت ولع بدهیم؟ اما این حرف وی که شهروندان بیایند دلار و طلای خود را بدهند از حرف و داوری نخست نیز آزاردهنده تر است. چرا باید شهروندان دسترنج خود را به حرف فردی که در خوش بینانه ترین حالت درگوشه ای از کابینه نشسته و می بیند که دلار این سرزمین حراج می شود اما سکوت می کند بشپارند؟ آیا نوبخت می تواند به طور مستند نشان دهد خود اقدام به این کارکرده است و ریالی از پس اندازش را به جایی داده باشد . آنجا کجاست و وی این کاررا نزد چه کسی داده است؟ این حرف آقای نوبخت کوچک کردن شخصیت شهروندان ایرانی نیست ؟ کاش رییس دولت به همین یک جمله وی استناد می کرد و از او می پرسید حالا که مردم را دعوت کرده ای مردم باید کجا مراجعه کنند؟ رییس سازمان برنامه و بودجه تازه ترین تصمیمش این بوده است که برساعت کار فعلی کارمندان دولت ووزیران 90 دقیقه افزوده است. این اقدام آقای نوبخت چه معنایی دارد؟ آیا وزیران اکنون کم کارند ؟ آنطور که از اخبار و گزارش ها و سخنان وزیران برمی آید آنها در حال حاضر نیز بیش از اندازه کار می کنند .آیا کارمندان دولت برای کار اضافه 90 دقیقه درروز ی که وی دستورداده باید اضافه کار بگیرند یا باید بخشش کنند؟ اگر قرار است اضافه کار بگیرند که این خرج بزرگی روی بودجه جاری است و اگر رییس سازمان برنامه و بودجه بازهم دنبال بخشش از سوی کارمندان است باید به اوگفت بخشش دستوری هرگز در هیچ جای دنیا جواب نمی دهد. واقعیت این است که اگر آقای نوبخت و دوستانش تنها به این داوری دقیق جان لاک عنایت داشتند که جان و مال آدمی از نظر اهمیت یکسان هستند چنین داوری و دستورهایی نمی دادند. این درد بزرگی است برای جامعه ایرانی که با چشمهایی از بهت وحیرت بزرگ شده شاهد فروریختن شکوه یک سازمان به دلیل اینکه مدیری دراندازه خودش برای ان درنظر گرفته نشده است باشند.