تهران- ایرنا- بازارهای مالی، بازاریاب‌ها و بنگاه‌های تبلیغاتی با انواع ترفندها، مصرف کنندگان را گول می‌زنند و جیب آنها را خالی می‌کنند.واقعیت این است که در فضای اقتصادی کنونی اگر یک بنگاه ما را فریب ندهد، بنگاهی دیگر این کار را خواهد کرد و مصرف کنندگان را گول خواهد زد.

در کتاب «فریب طعمه‌ها»، اکرلاف و شیلر که هر دو برنده جایزه نوبل اقتصادی‌اند می‌کوشند به زبانی ساده و قابل فهم برای افراد غیرمتخصص سواستفاده، فریبکاری و دستکاری نظام‌های معرفتی با انگیزه فریب و تغییر رفتار مصرف کنندگان کالاها و خدمات را افشا کرده‌ و نشان داده‌ند که سازوکارهای فریب چطور طعمه‌های خود را گول می‌زنند و در جهت حفظ منافع صاحبان سرمایه و قدرت عمل می‌کنند.

آنها با نقد رویکرد بازار آزاد یادآور می‌شوند، در بازاری که عناصر آن کاملا آزاد باشند، نه فقط آزادی انتخاب، بلکه آزادی فریب نیز وجود دارد. در این سپس با وام گرفتن از ایده «تعادل قیمت‌ها» در رویکرد بازار آزاد، از تعبیر «تعادل فریب» استفاده شده و در ادامه بحث به تاسی از آدام اسمیت گفته شده این نیز درست که تعادل برقرار شده در بازار در نقطه بهینه است؛ اما این وضعیت تعادلی خواهد بود که نه از نظر اینکه واقعا چه می‌خواهیم، بلکه از نظر سلیقه که به ما تحمیل شده، تعادل برقرار می‌شود؛ و این مساله، علاوه مشکلات زیادی برای ما ایجاد می‌کند و باعث می‌شود مصرف کننده به سمت چیزهایی برود که واقعا آنها را نیاز ندارد.

بازارها مشتریان را فریب می‌دهند

این دو صاحب‌نظر سپس رویکردهای آزمایشگاهی اقتصاد را به نقد می‌کشند و یادآور می‌شوند، بیشتر اقتصاددانان تصور می‌کنند مردم در اکثر مواقع می‌دانند که واقعا چه می‌خواهند. این بدان معناست که از بررسی تفاوت‌های میان آنچه واقعا می‌خواهیم و آنچه نیروهای دیگر به ما تحمیل می‌کنند فایده چندانی نصیب ما نمی‌شود این در حالیست که این نیروهای تحمیل شده به مردم و مصرف کنندگان بسیار تاثیر بیشتری بر اقتصاد دارند تا نیازهای حقیقتا واقعی مصرف کننده.

نویسندگان این کتاب با بیان نمونه‌های خواندنی از زندگی روزمره افراد، دائم اشتیاق خواننده‌شان  را برای پیگیری بحث تقویت می‌کنند و اطلاعات منحصر بفردی را به مخاطبان خود عرضه می‌کنند؛ این دو، در همان صفحات ابتدایی مقدمه اثرشان، از ترفندهایی پرده‌برداری می‌کنند که اغلب مشتریان را فریب داده و باعث می‌شود آنها با دستان خودشان کالایی بسیار گران‌تر را بخرند. آنها می‌نویسند: «برای پول درآوردن دو راه هست: به مشتریان چیزی نشان بدهید که برایش یک دلار ارزش قائل هستند، و آن را به بهای کمتری تولید کنید. ولی راه دیگر آن است که به مشتریان اطلاعات اشتباه بدهید یا تلقین کنید، تا اشتباه نتیجه بگیرند و بنابراین فکر کنند آنچه یک دلار خریده‌اند ارزشش را دارد، اگرچه واقعا کمتر بیارزد. از کتاب صفحه ۳۲» این دو مفصل توضیح می‌دهند چطور بنگاه‌ها و بازار با ارائه اطلاعات غلط مشتریان خود را فریب داده و آنها طعمه خود می‌کند.

به بیانی می‌توان گفت این کتاب تشریح نظریه «تعادل فریب» است که نویسندگان آن، عنوان این نظریه را به گونه‌ای برگزیده‌اند که نیم نگاهی انتقادی به تئوری آدام اسمیت هم داشته باشد. آنها در مقدمه اثر خود به زبانی قابل فهم و بدون اصطلاحات فنی علم اقتصاد نشان می‌دهند چگونه انواع و اقسام فریب‌ها بر قواعد بازار حکم فرماست به طوری که «اگر شخصی از فرصت کسب سود استفاده نکند، شخص دیگری از آن استفاده می‌کند.» نویسندگان این کتاب نشان می‌دهند که فریب در صحنه اقتصاد امروز امری گریز ناپذیر است. آنها فریب را پیامد کارکرد طبیعی نظام اقتصادی می‌دانند و باور ندارند صحنه اقتصاد امروز ناشی از اقدامات افراد شیطان صفت باشد.

موضوع فصل‌های کتاب چیست؟

فصل اول این کتاب درباره نگرانی انسان جامعه سرمایه‌داری نسبت به پرداخت به موقع صورتحساب‌هایش است. آنها تجربه مشترک همه ما را در دنیای کنونی با زبانی ساده و از منظری علمی و کارشناسانه موشکافی کرده‌اند و درباره آن مفصل حرف زده‌اند. این دو اقتصاددان در همین رابطه می‌نویسند: «بیشتر بزرگسالان، حتی در کشورهای ثروتمند، شب‌ها را با این نگرانی به رختخواب می‌روند که چطور صورتحساب‌هایشان را بپردازند.» آنها متذکر می‌شوند هرچند، اکنون با ثروتمندترین برهه آمریکا در مقایسه با دیگر مقاطع تاریخی در آمریکا قرار داریم؛ اما همچنان نگرانی از پرداخت صورتحساب وجود دارد.

فصل دوم این اثر تاثیر فریب طعمه‌ها در بحران مالی سال ۲۰۰۸ را بررسی کرده است. نویسندگان در این فصل بحث خود را با یک عبارتی که ورد زبان همه فعالان بازار بورس و دلالی است شروع می‌کند. اکرلاف و شیلر در این فصل نشان می‌دهند جمله «این دفعه فرق می‌کند» چطور به بحران مالی سال ۲۰۰۸ ختم شد. آنها یادآور می‌شوند در دوران رونقی که قبل از سقوط بازار می‌آید، صیادان، خریداران دارایی‌ها را که می‌خواهند بفروشند متقاعد می‌کنند که «این دفعه فرق می‌کند».  هرچند که این جمله هم درست است و هم غلط. درست که هربار فرق می‌کند و شرکت‌ها و داستان‌ها و پیشنهادها متفاوت هستند ولی می‌توان این بعد قضیه هم درست است که «همیشه برخی صیادند و برخی شکار؛ هنگامی که گروه جدیدی از این صیدهای پنهانی کشف ناشده کشف می‌شوند، قیمت دارایی‌ها سقوط می‌کند.»

بخش دوم کتاب اما مسیر جدیدی را دنبال می‌کند. در این بخش ماهیت طعمه‌ها و فریب‌ها در تبلیغات و بازاریابی، مستغلات؛ فروش خودروهای شخصی و کارت اعتباری؛ لابیگری و سیاست؛ غذا و دارو؛ ابتکار و رشد اقتصادی؛ الکل و دخانیات بررسی شده است. برای مثال  نشان می‌دهد چگونه بازاریاب‌ها و متخصصان تبلیغات با بهره‌گیری از شیوه‌های اغواگری پنهانی ضمیر ناخودآگاه ما را دستکاری می‌کنند.

بخش سوم، به نتیجه گیری مباحث پیشین اختصاص یافته است و به بیانی ساده، کلام آخر این دو برنده نوبل اقتصاد است. در فصل آخر کتاب حرف‌های جدید نویسندگان کتاب مطرح و نشان داده شده که این کتاب، چگونه و کجا و چه کمکی به اقتصاد می‌کند.

در یک نگاه اجمالی می‌تواند گفت سه فصل از این کتاب درباره سواستفاده‌های مالی است. در هریک از این فصل‌ها ترفندهای فریب بیان شده که نویسندگان آنها را به شعبده‌باز و تردستی تشبیه کرده‌ هرچند در بیان دقیق‌تر این ترفندها مانورهایی زیرکانه بازارهای مالی هستند. آنها ادعا می‌کنند در بازارهای مالی مردم به خوبی می‌دانند دنبال چه هستند ولی «دستکاری زیرکانه اطلاعات این تصور را ایجاد می‌کند که آنچه آنها می‌خواهند به دست می‌آورند، در حالیکه برعکس، چیزی کاملا متفاوت نصیبشان می‌شود. آخر اینکه تا هر وقت به بتوان با این تردستی‌ها سودی بدست آورد تردست‌ها هم هستند. » از نظر اکراف و شیلر «این ماهیت تعادل اقتصادی است و دلیل اصلی نیاز به نظارت بر بازارهای مالی نیز همین است»

کتاب «فریب طعمه‌ها» اثر دو برگزیده نوبل اقتصاد جورج.ای.اکرلاف و رابرت جی.شیلر است که افشین خاکباز آن را به فارسی ترجمه کرده و «فرهنگ نشر نو» و «نشر آسیم» نیز آن را منتشر کرده‌اند

جورج.ای.اکرلاف و رابرت جی.شیلر درباره هدفشان از تالیف این اثر می‌نویسند: «قصد ما این بود که کتاب فریب طعمه‌ها کتابی بسیار جدی باشد، ولی می‌خواستیم در عین حال سرگرم کننده هم باشد. امیدواریم صرف‌نظر از هر پیام مهمی که در درک صحیح این کتاب ارائه دهد. از داستان‌ها و نکاتی که از ابتدای کتاب تا بخش آخر می‌آموزید لذت ببرید.»