عبور بورس از دوشنبه سیاه نفت؟

اتفاق بی‌سابقه‌ای که روز دوشنبه در معاملات آتی نفت افتاد، اهالی بازارهای مالی در کل دنیا را شگفت‌زده کرد. ماجرا از این قرار بود که بهای قراردادهای آتی یا همان پیش‌فروش نفت خام آمریکا برای ماه مه به زیر صفر رسید و حتی در برخی معاملات، صاحبان نفت حاضر شدند که به ازای هر بشکه نفت 40 دلار بدهند و از طلای سیاهی که توان نگهداری و ذخیره آن را ندارند، خلاص شوند. کمبود شدید تقاضای سوخت به علت محدودیت‌های ناشی از شیوع کرونا و جدال غول‌های نفتی مثل آمریکا و عربستان و روسیه برای تولید حداکثری، شرایط را به گونه‌ای پیش برد که مخازن آمریکا لبالب از نفت شد و عملا ظرفیت برای خرید از سوی پالایشگاه‌ها به صفر رسید و روی دست فروشندگان ماند. از طرفی، ترافیک سنگین نفتکش‌های عربستانی در خلیج مکزیک برای عرضه نفت‌های بی‌مشتری خود - و البته به انگیزه بیرون راندن نفت شیل آمریکا از بازار- به این فضا دامن زد و در نتیجه، سقوط بیش از 100 درصدی بهای قراردادهای پیش‌فروش وست‌تگزاس برای ماه بعدی تمام فعالان بازارهای مالی دنیا را هیجان‌زده و تا حدی نگران کرد. ریزش قیمت نفت دیروز به سایر بازارها هم سرایت و جوی منفی به کامودیتی‌ها تحمیل کرد. شاخص‌های نفتی دیروز هم به ریزش 15 تا 20 درصدی ادامه دادند و طلا، فلزات رنگین و حتی شاخص‌های بورس‌های سهام را هم با خود همراه کردند.

این اتفاق دیروز تنها در برخی از سهام شرکت‌های پالایشگاهی نمود پیدا کرد. شدت تقاضا برای عموم سهم‌ها به حدی بود که ریزش قیمت‌های جهانی نتوانست اثر یکپارچه‌ای بر صنایع وابسته بگذارد. حال سوال این است که چرا بورس تهران دیروز به روند قیمت‌ها در بازار جهانی بی‌محلی کرد و راه خود را رفت؟ چه عاملی در عزم سهامداران و تصمیم‌گیری آحاد مردم برای خرید سهام موثر بوده است؟ به‌نظر می‌رسد تلقی عمومی در مورد حمایت دولت از بازار سرمایه برای تامین مالی از طریق فروش سهام خود در شرکت‌های بزرگ، همچنان برگ برنده بورس تهران در قیاس با سایر بازارهاست.